واژه گزینی

جمعه 28 بهمن 1390 ساعت 20:59


در زمان رضا شاه روی کلمه ی "کارگر" حساسیت فراوان بود . دستور داده بودند در کتابها و نشریات به جای "کارگر" بنویسند 


"عمله" نویسنده ای داستان عاشقانه ای نوشته بود و در جایی آورده بود "آه من در دل او کارگر واقع نشد" . وقتی داستانش


چاپ شد دید آن عبارت به این صورت درآمده است "آه من در دل او عمله واقع نشد" !!!

 

سالهااااااا بعد این حساسیت به کلمات دیگری منتقل شد . مثلا کلمه ی "عرق" . دستور آمد که هرجا کلمه ی "عرق" دیدید


به جایش بگذارید "چای" . محمد ایوبی می گفت : نویسنده ای در کتابش نوشته بود " عرق سردی بر پیشانی اش نشست"


وقتی کتابش درآمد دید آن عبارت به این صورت درآمده است : "چای سردی بر پیشانی اش نشست" !!

 

(از کتاب کمال تعجب نوشته ی عمران صلاحی)


بی چشم و رو

پنج‌شنبه 27 بهمن 1390 ساعت 20:47


اومدی خونه م  مهمونت کردم


در حد توانم دارم ازت پذیرایی میکنم


چند روزه تلپ شدی موندی


بعد تازه زل زدی تو چشمامو از بدی های شهر من و مردمم میگی


خب برادر من خواهر من یه کم صبر کن اون نون و نمک که توی خونه ی من خوردی از گلوت پایین بره , توی معده ت تجزیه


تحلیل بشه تبدیل به مواد زائد بشه بعد موقع برگشتن به شهر خیلی خوب خودت این حرفا رو بزن !


حداقل پشت سرم بگو تا دلم نسوزه !


واللا به خدا زشته !


اگه من بدم یا شهرم بده یا مردمم بدن پس نیا آقاجون بمون تو همون بهشت خودت , دیگه سر سفره هنوز غذت از گلوت 


پایین نرفته شروع نکن به ایراد گرفتن مسخره کردن متلک پروندن


ای بابا عجب گیری افتادیماااااااااااااااا ....................... !


سه‌شنبه 18 بهمن 1390 ساعت 20:46


هی تو !


شده که یک بار فقط یک بار  معنی سکوتم را بفهمی ؟


که از سکوتم ناگفته هایم را بشنوی؟


یا حتی اندازه ی سکوتم را بسنجی از حالت نگاهم؟


عمق سکوتم را ببینی؟


سکوت من پر از حرف است پر از فریاد پر از درد پر از اشک


کاش رفیقم بودی

دوشنبه 17 بهمن 1390 ساعت 20:43


هرگز از تو چیزی به آنها نگفتم


اما ...

تو را دیده اند که تن می شویی در چشمانم


(نزار قبانی)

یکشنبه 16 بهمن 1390 ساعت 20:24


من سازش کردم


به خاطر هراسی که در قلبم داشتم و اندیشه ای که در سرم


این بزرگترین توافق زندگی من بود


و آغاز راهی ناهموار به ناکجا آباد


و حالا خسته و درمانده


دل به رسیدن به سرابی بسته ام


که میدانم جز سرابی بیش نیست