X
تبلیغات
زولا

گوشی سامسونگ s5 طلایی خر است !

دوشنبه 22 دی 1393 ساعت 21:50



آقا آن روز که داشتیم آن پست ملاقه و ته دیگ و اینها را می نوشتیم عمرا فکر نمی کردیم که چنان هفته ای در پیش رو داشته باشیم . خداوند منان وقتی چشمش به آن پست افتاد گفت پریشان جان گویا خوشی زده زیر دلتان و باز زیادی دارید غر غر میکنید ؛ یک حالی از شما بگیریم که آن سرش ناپیدا . 

و اینگونه بود که ما هفته ی گذشته طی یک تماس تلفنی یک پیشنهاد کاری دریافت نمودیم . دریافت نمودن پیشنهاد همانا و پرواز بر فراز ابرها همانا . در دلمان گفتیم خدایا دم شما گرم . کاش زودتر اینچنین پستی مینوشتیم برایتان . خدای منان هم از آن بالا داشتند ما را نگاه میکردند و به خوش خیالی ما می خندیدند و در دلشان می گفتند پریشان جان آماده باش که می خواهیم شما را با ابعاد تازه ای از خودتان آشنا کنیم .

آقا ما با کله پیشنهاد کاری را قبول کردیم و حالا یک پریشان ِ کارمند یا کارمند پریشان هستیم که شبها از زور استرس نمیتوانیم بخوابیم و صبحها با صورت باد کرده و چشمانی به اندازه ی چشم پشه سر کار می رویم . البته اگر دلیل اینهمه اضطراب را جویا شوید باید خدمت با سعادت تان عرض نماییم که خودمان هم نمی دانیم ! یعنی انگار بین روح ما و پدیده ی اضطراب خطبه ی عقدی جاری شده است و این دو همانند زوجهای تازه به هم رسیده چسبیده اند ور دل همدیگر . امید است که به مرور زمان این دو از ور دل همدیگر جدا شوند و ما به شرایط روحی نرمال ِ پریشانی دست یابیم .

آقا ما در این چند روز توانستیم به شناخت بهتری از ذات مبارک خودمان دست بیابیم . مثلا ما فهمیدیم که رسیدن به موقعیت اجتماعی در افقهای دید ما اصلا به چشم نمیخورد . ما فهمیدیم که انگیزه مان برای دستیابی به شغل فقط و فقط دستیابی به چرک کف دست بوده و موقعیت اجتماعی و این چیزها برایمان کشک است . ما دریافتیم که یک آدم بی سر و زبان ِ پریشان را چه به اشتغال در بخش فروش !  همچنین ما فهمیدیم که رئیس مان آدم بسیار خوبی است که ما را با این شرایط مان استخدام نموده است .

یک خاطره هم برایتان تعریف کنیم و زحمت را کم بنماییم . آقا روز اولی که از سر کار برگشته بودیم در فلج روحی به سر میبردیم . بعد از خوابیدن شازده با خودمان گفتیم بنشینیم یک فیلم تماشا کنیم شاید این استرس لعنتی کمی از ما دور شود . از آنجایی که تعریف gone girl جناب فینچر را بسیار شنیده بودیم تصمیم گرفتیم که فیلم مزبور را تماشا نماییم . بعد از اتمام فیلم گفتیم پریشان خاک بر سرت با این انتخاب فیلمت ! آخر آدم در این شرایط بحرانی ِ روحی gone girl می بیند ؟ حالا اگر خودت تبدیل به یک gone girl بشوی چه کسی پاسخگو خواهد بود ؟؟ خلاصه اینکه از ما به شما وصیت در روز اول کاری تان فیلم های چالش بر انگیز تماشا نکنید . فوقش یک چهار چنگولی تماشا کنید و بگیرید بخوابید ! والسلام 


پ ن :


1 - این پست در طی چهار روز متوالی و به صورت تکه تکه نوشته شده است ؛ دیگر خودتان به بزرگی خودتان ببخشید .

2 - عنوان مطلب هیچ ربطی به خود ِ مطلب ندارد و مربوط به بخش برچسب هاست که سر جای خودش جا نشد ! 

3 - حالا ما وقت نمی کنیم که به شما سر بزنیم , شما هم نباید به ما سر بزنید آیا ؟؟؟؟؟

4 - قهر نکنید قول میدهیم به زودی سر بزنیم .


 


نظرات (8)
سه‌شنبه 30 دی 1393 ساعت 11:36
خدا قوت خواهر.
انشالا وقتی حقوقت رو گرفتی خستگی از تنت میره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایشالا خواهر
شنبه 27 دی 1393 ساعت 14:57
پس ما برای چه اینجا نشسته ایم
خوب باید گوشی شما خر اب بشود تا ما به شما بفروشیم گوشی

اولا سلام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آقا مگه شما شغل شریف رو عوض کردید ؟
ما دنبال کسی میگردیم که قسطی بفروشه ! میشه آیا ؟
پنج‌شنبه 25 دی 1393 ساعت 19:29
اگر دیر هم به روز شده باشی خدارو شکر با انرژی در چهار روز متوالی نوشتی
اگر کارت با روحیه ات سازگار نیست انجامش نده. در درازمدت به روحت آسیب میزنه. من تجربه دارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی
نمیدونم اوائل خیلی به نظرم سخت بود کم کم دارم باهاش کنار میام . یه مدت برم ببینم چی میشه . مرسی از راهنماییت خانوووووم
پنج‌شنبه 25 دی 1393 ساعت 00:46
وای چ خوب.خیلی خوشحال شدم.موفق باشی عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی کیانا
سه‌شنبه 23 دی 1393 ساعت 16:54
سلام لطفا افغانی یا تاجیکی بخوانید........هنوز اول راهه سفر دنباله داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!کار بیرون همین هیجانات رو داره عزیز!چرک دست حرف اول رو میزنه پس جانم فداش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخ آخ امان از چرک کف دست ! خدایا همه رو تو این چرک ها مدفون بفرما!
سه‌شنبه 23 دی 1393 ساعت 15:44
گان گیرل عالی بود!
راجع به بقیه هم حرفی ندارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله عالی بود
چراااااااااااااا؟
سه‌شنبه 23 دی 1393 ساعت 12:10
پریشان کار جدیدت مبارک باشه عزیزم.این استرس ها شاید یه ذره طبیعی هست بعد که تو کارت جا بیفتی استرس هات هم کمرنگ میشه.ولی خوشم میاد تو استرس هم نوشته هات طنز ناک هستند
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی ممنونم آنه جان .
مواظب خودت و کوچولوت باش .
دوشنبه 22 دی 1393 ساعت 22:30
ای جاااااااااانم! درست میشه! کم کم عادت می کنی!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره به نظرم کم کم دارم عادت میکنم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد