X
تبلیغات
زولا

برسد به دست خانم اینترنتی

دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 16:36


آقا یاد یکی از خاطرات این سفر اخیرمان افتادیم .

ایستاده بودیم در صف گلاب به رویتان دستشویی بین راهی که یک مقداری طویل بود . البته نمی شود گفت که ایستاده بودیم بیشتر می شود گفت که در حال رقص پا بودیم .دوستان دقت بفرمایید که رقص پا فقط در صف دستشویی مجاز می باشد . یک وقت نروید وسط خیابان مبادرت به این عمل نمایید که چه ؟ پریشان هم داشت این کار را میکرد و طوری نشد . می آیند میگیرندتان ، می برندتان و ... . پس چی فقط صف دستشویی . بله داشتیم میگفتیم . در حالی این پا و آن پا می کردیم که ظرفیت مثانه مان خیلی وقت بود پر شده بود و مواد داخلش همینطوری بالا آمده بود و تا وسط چشمهایمان می رسید . یعنی با هربار این پا و آن پا کردن توی گوش هایمان صدای موج می شنیدیم و توی چشمهایمان تصویر موج می دیدیم . در حال تمرکز بودیم که نگذاریم یک وقت این امواج سر ریز شوند که تلفن همراه مان زنگ زد . با خودمان گفتیم جواب بدهیم چون به نظرمان آمد که راه خوبی ست برای منحرف کردن ذهن از صف طولانی و شدت امواج و این صحبت ها . 

گفتند : خانم پریشان ؟ گفتیم : بله . گفتند : از شرکت ... تماس میگیریم . گفتیم : بفرمایید . گفتند : آیا از سرویس اینترنت خود راضی هستید ؟ گفتیم : بله . گفتند : آیا انتقاد و یا پیشنهادی دارید ؟ میخواستیم بگوییم خانم لطفا محل دقیق ما را ردیابی کنید و سپس محل نزدیک ترین دستشویی خلوت را به ما اطلاع دهید ایشالا که خیر ببینید ، ولی خب خجالت کشیدیم و به جایش گفتیم : نه خیر نداریم . و در دل دعا نمودیم که خانم اینترنتی سریعا تلفن را قطع نمایند . ولی ایشان باز هم پرسیدند : پس راضی هستید ؟ گفتیم : بله . گفتند : پس چرا تمدید نمی کنید ؟ گفتیم : الان آخه ؟؟؟؟؟  گفتند : خب اگر سریعا تمدید نکنید سرویس شما برچیده می شود . گفتیم : خانم به مولا الان دست و بالمون بسته ست . نه تنها دست و بال مون که چشم و گوش مون هم بسته ست . میخواین یک ربع دیگه تماس بگیرین مفصل صحبت کنیم ؟ خانم اینترنتی چند ثانیه سکوت کردند . احتمالا در حال سنجیدن میزان سلامت ذهنی ما بودند . سپس تند و تند فرمودند : ما سرویس این ماه را برای تان رزرو می کنیم شما هر وقت توانستید تمدید قطعی بفرمایید و گوشی را قطع کردند . ما هم با کله وارد دستشویی شده و با لگدی در را بستیم .

حالا میخواهیم با استفاده از این تریبون خدمت خانم اینترنتی عرض کنیم که به والله ما قصد بی احترامی نداشتیم . دیوانه هم نیستیم . البته کمی شاید ولی نه به آن شدتی که شما فکرش را بکنید . و مهم تر از همه چیزی در مایه های " چون اینترنت نباشد تن من مباد " و اینا هستیم و باور بفرمایید که اگر مشغول آن سفر دل انگیز و پرخاطره نبودیم ، خودمان سر وقت تمدید می کردیم . خلاصه اینکه ببخشین تو رو خدا .



نظرات (2)
دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 18:11
وصف حال حرکت محتویات تا همیشه برایم باقی ماند پریشان. میگی خوب که چی؟
عرض میکنم همین الان، من بعد هرجایی در صفی طویل با شرایط مشابه بودم تمثال مبارک شما در جلو چشمانم ظهور خواهد کرد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پس دیگر لازم نیست ما مدام برای شما بخوانیم که " مرا به خاطرت نگه دار " . از آنجایی که تخلیه ی محتویات گریز ناپذیر است لاجرم تا ابد در یادتان باقی خواهیم ماند .
دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 17:04
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد