X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

شاید ندانید اما ...

سه‌شنبه 5 دی 1396 ساعت 21:50


سرد شده بودم ، سنگ شده بودم ، مرده بودم . اشکی نمانده بود و خشکیده بودم .آسمان و زمینم سیاه بود و روزگارم سیاه تر . مثل پری بودم که به گردابی کشیده شده است  . از من ، منی نمانده بود .چه شد و چه بر من رفت و چه کشیدم را فقط خودم میدانم . اینکه چطور مردم و زنده شدم را من میدانم . اینکه چطور آتش گرفتم و سوختم را فقط من میدانم . روحم میسوخت و جسمم زار می زد و پی ریسمانی بودم که چنگ بزنم . خسته بودم . 

رو به بهبودم . به سوی زندگی قدم برمی دارم هر چند آهسته . آماده می شوم که بجنگم و ببخشم و رها کنم . 


پ ن خیلی مهم : 

هیچ سوالی درباره ی این نوشته از من نپرسید ، حتی شما دوست عزیز ! 



نظرات (1)
چهارشنبه 6 دی 1396 ساعت 09:44
چشم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد