دیدمت بوییدمت بوسیدمت در خواب

دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 01:11


سلام بر دوستانی که هنوز سرسختانه به وبلاگ بنده ی حقیر سر میزنند .


راستش میخواهم که بنویسم اما میگویم بنویسم که نهایتش چه بشود ؟  که کجا را فتح کنم ؟ اصلا از چه بنویسم ؟ از دهن کجی روزهایی که مصرانه به تکرار میگذرند ؟

 

حالم بد نیست اما خوب هم نیست ، بیقرار است . حالم تشنه است . از دیوانگی هایم کم شده که اگر کم نشده بود باید دیروز و امروز زیر باران راه می رفتم و مست از بوی خاک برمیگشتم . ولی مثل آدمهای عاقل فقط از پشت پنجره باران را دیدم و لحظه ای بعد حجمی بودم که زیر لحاف را پر کرده بود .


موضوعی را در ذهنم هزار باره مرور کردم و برای بار هزارم پشیمان و غمگین شدم . پشیمان از حرفی که زده بودم و غمگین  از عکس العملی که دیده بودم . تنها دلیلش این بود که  فکر میکردیم  همدیگر را میشناسیم . فقط فکر میکردیم ، واقعیت نداشت .


با یکی از فامیل هایم در یک مکان عمومی دعوا کردم و درحالیکه داشتم فحش میدادم و فحش می شنیدم صحنه را ترک کردم . پشیمانم ؟ نه . آیا هیچ تصور چنین تجربه ای برای خودم داشتم ؟ نه . ولی گاهی باید غرید و حمله کرد . درید و زخم  خورد . گاهی باید ایستاد در مقابل کسانی که به سواری گرفتن عادت کرده اند . 


گاهی آنقدر دلم میخواهد که بابا زنده بود و میتوانستم به او بگویم که چقدر حق داشته و چقدر متاسفم که دیر معنی حرفهایش را فهمیدم .


شازده ، شازده ی من ، دارد بزرگ میشود . طغیان میکند . گردن به سرکشی بلند میکند . با هر سرکشی اش دلم بیشتر برایش میرود . حتی بیشتر از زمانی که دندان در دهان نداشت و وقتی میخندید روی بینی اش چین میخورد . شازده کاش بدانی چه آرزوهایی برایت دارم . کاش آرامش و خوشبختی هیچوقت از زندگی ات جدا نشود . 


دو ماه دیگر فندق صورتی یک ساله میشود . وقتی فندق صورتی را میبینم عقلم زایل میشود . به تنها چیزی که فکر میکنم چلاندن او و فرو کردن صورتم داخل گردنش است . فندق صورتی  طعم شکلات میدهد . عکسهایی که او در آغوش شازده است ، عکسهای محبوبم هستند . به دو موجود توی تصویر نگاه میکنم و قربان صدقه شان میروم . 


کتاب "بریت ماری اینجا بود" را به نیمه رسانده ام ، دوستش ندارم . میخوانم که فقط خوانده باشم و تمامش کنم .


عنوان نوشت :

آهنگ " شبیه یک رویا " از دال بند

نظرات (2)
سه‌شنبه 1 خرداد 1397 ساعت 12:44
بنویس پریشان جان بنویس
نوشتن دل می‌خواهد نه دلیل (سخن بزرگان)
تجریه ثابت کرده وقتی کتابی از یه نویسنده توی ایران معروف میشه موجی از کتابهای دیگه‌ش هم ترجمه و چاش میشه به هوای همون اولی. فردریک بکمن هم جدا نیس از این قضیه. بعد از موفقیت مردی به اوه کتابهای دیگه‌ش هم ترجمه شد اما من با توجه به شناختی که داشتم هیچکدومو نخوندم که تصویر زیبایی که از اوه توی ذهنم شکل گرفت از بین نره.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 07:39
سلام.ببخشید فندق صورتی کیه ؟
عضوجدید؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . فندق صورتی دختر دوستمه . یه جورایی خاله ش میشم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد